صفحه اصلي      درباره ما      آرشيو      اشتراك      تماس با ما     

English

 

 

 

باب گفتگو »

مقالات ويژه

ارومیه و تحرکات «کمیته نجات» / کاوه بیات

سال‌های آشوب / احسان هوشمند

جمهوری مهاباد / وادی جویده

مکریان و اندیشه ایران / مجتبی برزویی

حزب توده ایران و تحولات کردستان 1325-1320 / محمدحسین خسروپناه

کردها و فرقه دموکرات آذربایجان / جرالد دوهر

 
 

جمهوري مهاباد

از انتشار نسخه جدید گفتگو با خبر شوید

 

 

طراحي توسط ROQO

 
فصلنامه فرهنگي و اجتماعي گفتگو

فصلنامه فرهنگي و اجتماعي

 

كتابخانه

كتاب مهاباد / كاوه بيات

معرفي كوتاه چند كتاب / علي هنري

جهاد؛ ظهور اسلام در خاورميانه / فاطمه صادقي

از مشروطه‌خواهي تا انديشه سوسيال دموكراسي / حسين حقگو

 

Powered by Barzi eCommerce


باب گفتگو

جمهوري مهاباد

كاوه بيات
امتناع دولت شوروی از فراخوانی نیروهای نظامی‌اش از ایران در پی پایان گرفتن جنگ جهانی دوم که با طرح خواسته‌هایی در زمینه اعطاء یک امتیاز نفتی در شمال ایران توأم شد و بالاگرفتن این تنش به صورت ایجاد یک رشته تحرکات جدایی‌طلبانه در شمالغرب ایران موضوعی است که بیشتر به نام «بحران آذربایجان» ثبت تاریخ شده است. اگر چه از جهاتی چند، از جمله اهمیت حوزه جغرافیایی این رخداد در پاگرفتن و جا افتادن یک چنین عنوانی موجه و قابل درک است، ولی در عین حال باعث آن بوده است که یکی دیگر از عناصر این رخداد یعنی وجه «کُردی» ماجرا تا حدودی تحت‌الشعاع رنگ و روی «آذربایجانی» آن قرار گیرد. اختصاص یک شماره از فصلنامه گفتگو به بررسی این وجه کمتر مورد توجه بحث نیز اساساً با هدف رفع این کاستی و تأکید بر آن وجه دیگر است.
در درجة اول سعی بر آن بوده است که زمینه‌های تاریخی بحث تا حدودی مورد توجه قرار گیرد بنابراین در نوشته‌ای که به این موضوع اختصاص دارد هم تعارض‌های ایلی و مذهبی حوزه مکریان از دورة صفوی به بعد در نظر گرفته شده‌است و هم بازتاب طرح مجموعه‌ای از آراء جدید بر دیدگاه‌های سنتی و ریشه‌دار رایج در آن حوزه از اندیشه ایران و پیوندهای ملّیِ برخاسته از آن.
در این میان اصل بحث نیز جنبه‌هایی چند سویه دارد که می‌توان گفت آن‌ها نیز به اندازة کافی موضوع بررسی و تحقیق قرار نداشته‌اند. برای مثال به خود عنوانِ «جمهوری مهاباد» می‌توان اشاره کرد که تنها بر یک مرحله از این فرایند یعنی دوره اوج آن در فاصلة پاییز 1324 تا زمستان 1325 اشعار دارد حال آنکه دامنه و زمینة بحث فراتر از این مقوله می‌باشد، به همین دلیل در انتخاب مقاله‌ها سعی شده است پاره‌ای از این ابعاد نیز مورد توجه باشد. کما اینکه حوزه جغرافیایی بحث نیز از تحولات جاری در حوزه‌های کردنشین ارومیه در شمال و سقز و بانه در جنوب نیز متأثر بود و از نقطه نظرِ اجتماعی نیز به رغم خاستگاه شهری تشکیلات قاضی‌محمد، زمینه اصلی این رشته رخدادها جنبه‌ای عشایری و فراتر از محدودة مهاباد داشت. اکثر داده‌ها و دانسته‌های موجود در این موضوع به مواردی چون ناسازگاری تشکیلات قاضی محمد با پاره‌ای از قدرت‌های ایلی همسایه ـ از جمله مامش و منگور و دهبوکری ـ مربوط می‌شود حال آن که در این چارچوب بحث عمرخان شریفی و عشایر هوادار او در حوزه‌های شمالی و دیگر موارد مشابه نیز شایسته بررسی‌های بیشتری می‌باشند.
در این رشته رخدادها و وقایع، تقابل و تعارض تنها به جنبة فوق‌الذکر محدود و منحصر نبود؛ فراهم آوردن عرصة بروز تنش‌های قومی ـ به گونه‌ای که مقامات شوروی دست به کار آن شدند ـ تبعات ناخواسته‌ای را به دنبال آورد که در نهایت بر سر انجام نهایی کار نیز تأثیر نهاد. با آن که روسیه شوروی از بدو بر پا داشتن این دو حرکت جدایی‌طلب در حوزة تحت اشغال ارتش سرخ سعی و تلاش فراوانی به عمل آورد تا فعالیت‌های فرقه دموکرات و کومله ژـ کاف را، یک نوع جبهة واحدِ «پیرامون» بر ضد مظالم «مرکز» جلوه دهد ولی به رغم سرآغازی همسو و همراه ـ وحدت دموکرات‌های تبریز و مهاباد ـ آنچه در نهایت بخش مهمی از تحولات این حوزه را رقم زد و تحت‌الشعاع خود قرار داد، برآمدن تعارضی جدّی و نیرومند بین اجزاء این «پیرامون» بود تا تقابل فرضی و موهوم آن با مرکز.
تعارض و تضاد تنها به این جنبه از تحرکات اتحاد شوروی محدود و منحصر نبود؛ جنبه‌ای از آن را ـ اگر چه در چارچوبی متفاوت ـ در بررسی عملکرد یکی از جدی‌ترین نیروهای هوادار اتحاد شوروی نیز می‌توان ملاحظه کرد؛ حزب توده ایران نیز به گونه‌ای که در یکی از دیگر نوشته‌های این مجموعه می‌خوانیم در قبال تحولات و رخدادهای کردستان هیچ سیاست منسجم و سنجیده‌ای نداشت و با احتراز حتی‌الامکان از هر گونه موضع‌گیری صریح، به نحوی شکسته بسته با وقایع روز پیش می‌رفت.
فراهم آوردن زمینه شکل‌گیری و بروز تنش‌های قومی به گونه‌ای که مقامات شوروی پیش‌قدم آن شدند، گرچه فرصت مغتنمی جلوه کرد جهت پیشبرد مجموعه‌ای از اهداف و خواسته‌های سیاسیِ مشخص، ولی واقعیت‌های امر ـ بافت فرهنگی و اجتماعی منطقه، پیشینه‌ای از تکثر و تنوع که تنها در چارچوب ایرانیّت امکان همزیستی و همراهی دارند و لاغیر، در عرض مدت زمانی کوتاه نشان داد که این «فرصت» به راحتی می‌تواند به یک «تهدید» تبدیل شود، کما این که برای سیاست دولتِ شوروی چنین هم شد. بررسی تجاربی از این دست را می‌توان از این جنبه نیز مهّم دانست که خود می‌تواند متضمن تأکیدی مجدد بر وجوه ناشناخته طرح و بحث مسائل قومی در ایران باشد و این واقعیت که میدان دادنِ به این مسائل فقط به محدودة روابط «مرکز» و «پیرامون» منحصر نمی‌ماند و در نهایت برای «پیرامونیان» نیز آرام و قراری بر جای نمی‌گذارد.

***

این شماره از فصلنامه گفتگو در دوره‌ای تهیه و آماده انتشار شد که به رغم تنگ‌تر شدن تدریجی فضای بحث و گفت و گو، هنوز هم می‌شد به دوام و استمرار چارچوبی کلی از فضای مذکور امیدوار بود و بر همین اصل نیز به مجموعه تلاش‌هایی از این دست ادامه داد. اینک با دگرگونی عمده‌ای که در فضای فرهنگی و سیاسی ایران روی داده است، همان امیدواری خرد و اندک نیز با پرسش‌هایی جدی روبرو است.
مدارا و اعتدال را از ویژگی‌های اصلی فرهنگ ایران برشمرده‌اند و حد واسطی که در بسیاری از اوقات مانع از پیشامد گسست‌هایی جدی در فاصله فرازها و نشیب‌های معمول این سرزمین بوده است. این شمارة فصلنامه گفتگو نیز به رغم تمامی دلتنگی‌ها صرفاً با این امید منتشر می‌شود که شاید اعادة میزانی از اعتدال و مدارا، بار دیگر کارساز شده، تفاوت دیدگاه‌ها ـ حال در هر زمینه‌ای که باشند ـ از تنها مجرای معقول و میسر، یعنی از طریق طرح و بیان آزادانه، امکانِ حل و فصل یابند.

[بالا]


مقالات ويژه

ارومیه و تحرکات «کمیته نجات»

کاوه بیات
در حالی که با فروپاشی نظام اداری و سیاسی کشور در خلال هجوم قوای متفقین به ایران در شهریور 1320 بسیاری از حوزه‌های عشایری کشور ـ از جمله آذربایجان غربی و به ویژه مناطق کردنشین آن دچار هرج و مرج شد، تنها در حوزه ارومیه است که با تشکیل گروهی موسوم به «کمیته نجات» یا «کمیته کرد و آسوری» با تلاش سازمان یافته عوامل امنیتی شوروی برای بهره‌برداری از این آشوب در جهت توسعه و تثبیت نفوذشان در آن حدود روبرو می‌شویم؛ اگر چه این تلاش و تحرک روسیه چند صباحی بیش به طول نیانجامید ـ زمستان 1320ـ ولی از آنجایی که پیش درآمدی شد بر تکرار همین رویکرد از سوی مقامات شوروی در مقیاسی به مراتب گسترده‌تر در سال‌های پایانی جنگ، بررسی آن اهمیت دارد.

[بالا]

سال‌های آشوب

احسان هوشمند
سرریز مجموعه‌ای از آشوب‌های ایلی و عشایری، ویژگی اصلی تحولات کردستان در تحولات حاصل از فروپاشی نظام اداری ایران در پی واقعه شهریور 1320 بود. در حالی که تلاش مقامات دولتی برای اعاده نظم و آرامش در آن سامان بنا به دلایلی چند ـ از جمله مداخلات و ممانعت نیروهای خارجی ـ با دشواری‌های فراوانی روبرو شد، گروهی از نخبگان شهری کرد نیز ـ به گونه‌ای که در این بررسی ملاحظه خواهد شد ـ تلاش کردند با ایجاد یک حرکت سیاسی محلی، از ابعاد این آشوب و اغتشاش کاسته، تحولات آن حوزه را جهتی خاص بدهند.

[بالا]

جمهوری مهاباد

وادی جویده
ظهور و سقوط جمهوری مهاباد در فاصله پاییز 1324 تا زمستان 1325 در تاریخ‌نگاری رشته رخدادها و حوادثی که به برآمدن ناسیونالیسم کرد منجر شده است، جایگاه مهمی دارد. در این بررسی در کنار ارائه تصویری از کل این واقعه، سعی شده است که زمینه‌های تاریخی آن هم از لحاظ داخلی مورد بررسی قرار گیرد و هم از نظر خارجی، به صورت دخالت تعیین کننده اتحاد شوروی در ایجاد آن. تبعات منطقه‌ای و بین‌المللی این واقعه نیز از جمله نکاتی است که در این بررسی مورد توجه بوده است.

[بالا]

مکریان و اندیشه ایران

مجتبی برزویی
حوزه‌های کردنشین غربِ کشور به چند بخش تقسیم شده‌اند که هر یک از پیشینه تاریخی و فرهنگی خاصی برخوردارند؛ حوزه مکریان که آن را با مرکزیت مهاباد، مشتمل بر بخش‌های وسیعی از آذربایجان غربی و مناطق همجوار آن می‌توان دانست یکی از این بخش‌های عمده است که در این بررسی ضمن اشاره به سوابق تاریخی آن، از نوع پیوندهایش با اندیشه ایران نیز تعریفی ارائه خواهد شد. پیوندهایی که در دوره معاصر و در تقابل با آراء شکل گرفته در بخش‌هایی از دیگر حوزه‌های کردنشین منطقه با توان‌آزمایی‌هایی جدی روبرو می‌باشد.

[بالا]

حزب توده ایران و تحولات کردستان 1325-1320

محمدحسین خسروپناه
تحولات پر فراز و نشیب حوزه‌های کردنشین ایران در فاصله شهریور 1320 تا عقب نشینی قوای خارجی از ایران در سال 1325 از جمله مضامین مورد بحث بسیاری از احزاب و نشریات کشور در آن ایام بود. در این بررسی نوع نگاه حزب تودة ایران و نشریات رسمی و غیررسمی آن به این رخدادها مورد توجه قرار گرفته است. یکی از ویژگی‌های اصلی آن که عبارت باشد از رویکردی غیرمنسجم، گاه به گاه و آکنده از تعارض‌های مختلف که طبیعتاً در مواضع سیاسی حزب نسبت به تحولات مذکور نیز بازتاب دارد از جمله نکات مورد بحث در این بررسی است.

[بالا]

کردها و فرقه دموکرات آذربایجان

جرالد دوهر
اگر چه اقدام شوروی در ایجاد دو حرکت جدایی‌طلب در بخش‌های ترک زبان و کردنشین آذربایجان ـ فرقه دموکرات تبریز و جمهوری کرد مهاباد ـ می‌بایست در مقام دو بازوی یک اهرم در جهت اعمال فشار بیش از پیش بر ایران و تأمین منافع مسکو عمل کند ولی در عمل تنش‌هایی که میان این حوزه پدید آمد خود عاملی شد در تضعیف اهداف شوروی و رو به کاهش نهادن فشار مورد بحث . در این بررسی یکی از ناظرانِ مهّم و همچنین عواملِ ذی‌مدخل در دامن زدن به این تنش‌ها، گزارشی از تحولات مورد بحث به دست می‌دهد.

[بالا]


كتابخانه

كتاب مهاباد

كاوه بيات
در اين نوشته نمونه‌هايي از كتاب‌هايي كه در سال‌هاي اخير در ارتباط با تاريخچه جمهوري مهاباد به فارسي منتشر شده معرفي شده‌است.

[بالا]

معرفي كوتاه چند كتاب

علي هنري
در اين نوشته كتاب‌هاي زير معرفي و نقد شده‌است:
امیر عظیمی‌دولت‌آبادی. منازعات نخبگان سیاسی و ثبات سیاسی در جمهوری اسلامی ایران. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی. ۱۳۸7.
رقابت سیاسی و ثبات سیاسی در جمهوری اسلامی ایران. به قلم غلامرضا خواجه سروی. تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامي. تابستان 1382.

شیدان وثیق. لائیسیته چیست؟. تهران: نشر اختران، چاپ دوم. ۱۳۸۷.
گی آرشه. لائیسیته. ترجمۀ عبدالوهاب احمدی. تهران: نشر آگه. زمستان1385.

[بالا]

جهاد؛ ظهور اسلام در خاورميانه

فاطمه صادقي
در اين نوشته سه كتاب زير معرفي و نقد شده‌است:
احمد رشید، جهاد: ظهور اسلام سیاسی در آسیای میانه، ترجمه جمال آرام، تهران: عرفان، 1387، 322 صفحه

Ali Gheissari (ed. By), Contemporary Iran: Economy, Society, Politics, Oxford University Press, 2009, xxxiv + 376 p
ایران معاصر: اقتصاد، جامعه، سیاست

Rouzbeh Parsi, In search of Caravans Lost, Iranian Intellectuals and Nationalist Discourse in the Inter-war Years, media – Tryck, Lund, Sweden, 2009, p
در جستجوی کاروان از دست رفته: روشنفکران ایرانی و گفتار ناسیونالیستی در سال های جنگ جهانی اول

[بالا]

از مشروطه‌خواهي تا انديشه سوسيال دموكراسي

حسين حقگو
در اين نوشته دو اثر تجديد چاپ شده فريدون آدميت معرفي و نقد شده است:
فريدون آدميت، ايدئولوژي نهضت مشروطيت ايران، ‌تهران: نشرگستره، 1387، 498 ص.
‌فریدون آدميت، فكر دمكراسي اجتماعي در نهضت مشروطيت ايران، تهران: نشرگستره، 1387، 290 ص.

[بالا]