|
باب گفتگو
ايران و افغانستان
فاطمه صادقي
مهاجرت میلیون ها افغانی به ایران و سایر کشورها به سبب تهاجم روس ها به افغانستان و سال ها جنگ داخلی و ظهور طالبان، صرفِ نظر از پیامدهای زیان بار فراوانی که به همراه داشت، بار دیگر اهمیت فرایند دولت- ملت سازی و پیامدهای ناگوار شکست آن را در ابعادی گسترده به نمایش گذاشت. گفتنی است که تهاجم نظامی آمریکا به افغانستان نیز نه فقط این فرایند را تسهیل نکرده بلکه آن را پیچیده تر نیز ساخته است.
افغانستان در فاصلۀ میان دو هجوم نظامی شوروی و ایالات متحده بی ثباتی های زیادی را تجربه کرد که از سویی به شکلگیری گرایشات افراطی مذهبی و سنتی و از سوی دیگر به آوارگی بسیاری از افغانی ها منجر شد. متعاقب تهاجم نظامی شوروی به این کشور تعداد زیادی از افغان ها خاصه هزاره ها به دلایل گوناگون من جمله هراس از فروپاشی ساخت سنتی خانوادگی و قبیلگی و خویشاوندی و آداب قومی و مذهبی راهی کشورهای همسایه و از جمله ایران شدند.
دولت جمهوری اسلامی ایران که روزهای نخست شکلگیری خود در دهۀ 1360 را پشت سر می گذاشت، با استقبال از این برادران مسلمان و اِعمال سیاستی که آن را سیاست «درهای باز» می توان نامید از آنان استقبال به عمل آورد. محور این سیاست که تا فوت بنیان گذار انقلاب ادامه داشت، استقبال و حمایت از برادران مسلمانی بود که در سایر کشورها درگیر مبارزه با سلطۀ شرق و غرب و حکومت های غاصب بودند. بسیاری از افغان ها به دنبال این رویکرد توانستند از امکاناتی بهره مند شوند کمابیش مشابه با امکانات سایر شهروندان ایرانی. این سیاست سخاوت ندانه در دورۀ بعد از جنگ تدریجاً جای خود را به سیاست «درهای بسته» داد که در آن سخت یری نسبت به مهاجرین و به ویژه افغانی ها در اولویت قرار گرفت. نیاز به بازسازی اقتصاد کشور پس از جنگ ایجاب می کرد که بار تحمیلی حضور افغان ها در ایران تخفیف یابد. اما نظر به این که افغان ها حاضر بودند در بازار کار ایران با دستمزدهای به مراتب پایین تری در مقایسه با کارگران ایرانی کار کنند، بیرون کردن آنها چندان مصلحت نبود و بنابراین سیاست اخراج افغان ها در این دوره با جدیت پیگیری نشد.
اگرچه طرح بازگشت افغان ها در دورۀ اصلاحات به صورت جدی تری در دستور کار قرار گرفت که به پادرمیانی شخص رئیس جمهورِ وقت برای اجرای انسانی تر این سیاست نیز انجامید، اما در واقع با ظهور دولت نهم بود که اخراج پناهندگان افغانی به روش های قهرآمیز و با جدیت تمام آغاز شد. این رویکرد حاکی از فاصله گیری این دولت از رویکرد سال های آغازین تأسیس جمهوری اسلامی است که در دورۀ جنگ با عراق نیز غالب بود.
بدین ترتیب رویکرد دولت های بعد از انقلاب نسبت به مسألۀ مهاجرین از یک قطب افراطی به سوی یک قطب افراطی دیگر در نوسان بوده است. در تمام سال های بعد از جنگ، از سویی حضور پناهندگان افغانی به عنوان مسبب بروز مشکلات اقتصادی و معیشتی و آسیب های اجتماعی و جز این ها محسوب شده اند و از سوی دیگر اخراج آنها به ویژه با روی کارآمدن دولت احمدی نژاد به ابزاری برای امتیازگیری از دولت نوپای افغانستان به نفع یکی از گروه های سیاسیِ این کشور که دیدگاه شان با دیدگاه دولت نهم نزدیک تر است بدل شده است. نقطۀ مشترک تمام این سیاست ها نادیدهِ گرفتنِ تحولاتی است که برای این گروه اجتماعی در ایران حادث شده و منافع حاصل از این تحول است.
گذشته از کمک به بازسازی ایران بعد از جنگ، بسیاری از افغان هایی که به دلایل گوناگون به ایران مهاجرت کردند، اکنون به دلایلی کاملاً متفاوت از بازگشت خودداری می کنند. سوای مسائل اقتصادی، به نظر می رسد تحولات هویتی بیشترین نقش را در این میان بر عهده داشته اند. برخلاف گذشته، امروزه برای بسیاری از آنها ناکارآمدی دولت در افغانستان یکی از بزرگترین موانع بازگشت به شمار می آید. به نظر می رسد این تحول هویتی در میان مهاجرین افغانی در ایران در مقایسه با دیگر جاها به علل گوناگون از شتاب بیشتری برخوردار بوده است که از آن جمله می توان به اشتراک زبانی و فرهنگی، اختلاط با جامعه و فرهنگ ایران، و اسلامی بودن دولت در ایران اشاره کرد. به عنوان نمونه، مقایسۀ رویکرد تساهل مذهبی در میان مهاجرین افغانی ای که در ایران به سر برده اند با آن دسته از پناهندگانی که در پاکستان بوده اند، حاکی از آن است که میزان تمایل به افراطی گری مذهبی در میان مهاجرین افغان در پاکستان به مراتب شدیدتر بوده است. هم چنین بسیاری از افغانی هایی که به ایران مهاجرت کردند، در مناطق شهری بزرگ هم چون تهران، مشهد، و اصفهان و در جوار ایرانیان اقامت گزیدند. تحت تأثیر فرهنگ این مناطق که تا حدود زیادی استقلال زوج ها از خانوادۀ پدری و مادری را به رسمیت می شناسد، بسیاری از افغان ها گذار از خانوادۀ گسترده به خانوادۀ هسته ای را تجربه کردند. ازاین رو به نظر می رسد جامعه و فرهنگ ایرانی به صورت ناخواسته گذار از هویت های سنتی به هویت های مدرن را موجب شده است که درنظرگرفتن آن برای هر رویکردی به «مسألۀ» مهاجرین افغانی ضروری به نظر می رسد. اگر نحوۀ برخورد با افغان ها در طول دو دهۀ گذشته از سیاست درهای باز به سیاست درهای بسته تغییر یافته است، افغان های مهاجر در ایران نیز از هویت های سنتی به سوی هویت های مدرن در حرکت بوده اند.
[بالا]
|
مقالات ويژه
دولت ایران و مهاجرین افغان : تغییر سیاست و تحول هویت
فاطمه صادقی
این مقاله می کوشد تا با بررسی سیاست های دولت های بعد از انقلاب در ایران از یک سو و واکنش جامعۀ پناهندۀ افغانی از سوی دیگر، معضل سیاست های اجباری در عودت دادن پناهندگان را مورد بررسی قرار دهد. مقاله درصدد است این فرضیه را به اثبات برساند که یکی از دلایل مهّم امتناع از بازگشت مهاجرین افغانی آن است که این گروه در طول سال های اقامت در ایران تحولات هویتی ای که تجربه کرده اند که تا تقویت زیرساختارهای دولت مدرن در این کشور، بازگشت را برای بسیاری از آنها ناممکن می سازد. از این رو در نظر گرفتن این تغییرات هویتی در سیاست های عودت دادن مهاجرین ضروری است.
[بالا]
|
|
تلاش جوانان پناهندۀ افغانی در ایران برای امتناع از حاشیه ای بودن
هما هودفر
این مقاله با نگاه به تجربۀ مدارس خودگردان افغانی در ایران اهمیت آموزش برای جامعۀ پناهندگان و تبعات آن را با مطالعۀ تجربی این مدارس در شهرهای بزرگ ایران مورد بررسی قرار دهد. مقاله با بررسی اختلافات نسلی در میان نسل های قدیم و جدید پناهندگان، تجربۀ مدارس خودگردان را برای شکل گیری هویت های جدید در میان جوانان افغانی دارای اهمیت دانسته و نحوۀ سازماندهی جوانان افغانی در این مدارس را برای امتناع جوانان از قرار گرفتن در حاشیۀ جامعۀ ایرانی مورد بررسی قرار می دهد.
[بالا]
|
|
مطالبۀ تابعیت مادری: نگاهی به سیاست های رسمی ازدواج زنان ایرانی با مردان افغانی
شادی صدر
مسألۀ ازدواج زنان ایرانی با مردان افغانی و مشکلات تابعیتی که برای این دسته از زنان و کودکان آنها که حاصل از این ازدواج ها هستند، موضوع مطالغۀ این مقاله است. نویسنده می کوشد نحوۀ مقابلۀ این زنان با سیاست تبعیض آمیز در مورد تابعیت ایرانی آنها و چالش ها و رودررویی های هر روزی این زنان برای کسب حقوق شهروندی برای خود و فرزندانشان را به نمایش گذارد.
[بالا]
|
|
آمیزش فرهنگی و درهم شکستن سنت های روایی نزد نویسندگان مهاجر افغان
جواد فعال علوی
سنت های روایی در ادبیات نویسندگان افغانی پیش از مهاجرت از اشکال خاصی همچون روایات خطی تبعیت می کنند که نویسنده در این مقاله با مرور ادبیات افغانستانی پیش از مهاجرت آنها را مورد بررسی قرار می دهد. پس از مهاجرت به ایران سنت های روایی در ادبیات داستانی تحت تأثیر زندگی در پناهندگی و تعامل با فرهنگ ایرانی از رویکردهای متکثرتری و متنوع تری در روایات داستانی برخوردار شدند که نویسنده با اشاره به پاره ای از این ادبیات داستانی که در سال های اخیر تولید شده اند، آنها را مورد بررسی قرار داده است.
[بالا]
|
|
حضور مهاجرین افغانی در صنعت فرش دستباف کاشان
زهرا کریمی
در این مقاله نویسنده حضور افغان ها در صنعت قالی بافی کاشان را مورد بررسی قرار می دهد. با در نظرگرفتن نوسانات قیمتیِ فزش ایران در بازارهای جهانی و تعطیلی بسیاری از کارگاه های قالی بافی، دستمزدهای پایین و ناامنی شغلی، صنعت فرش دستباف ایران در کاشان تا حدود زیادی رو به افول رفته است . به همین دلیل رفته رفته جای کارگران افغانی جای کارگران ایرانی را در این صنعت گرفته اند.
[بالا]
|
|
افغانستان و بازار جهانی تریاک
هرمان کرویتزمن
نویسنده در این مقاله سعی کرده است با در نظر گرفتن رشد کشت خشخاش در فاصلۀ اشغال افغانستان توسط شوروی تا پایان این دوره و تحولات حاصل از جنگ های داخلی و چیرگی طالبان، تحولات حاصل از ناامنی و هرج و مرج سیاسی را در این زمینه مورد بررسی قرار دهد. در این نوشته بین وضعیت سیاسی و تشتت موجود در افغانستان و تبدیل کشت خشخاش به یک پدیدۀ گسترده در افغانستان ارتباطی مستقیم دیده شده است.
[بالا]
|
|
مهاجران افغاني: معضلي جديد، حضوري ديرينه
فريبا عادلخواه
از قرن نوزدهم تاکنون پیوندهای تاریخی چندگانه ای میان ایرانیان و افغان ها وجود داشته است. هر دو گروه بارها و به دلایل گوناگون تجاری مرزهای دو کشور را زیر پا می گذاشتند و این موضوع در تقابل با سیات های رسمی ناسیونالیستی ای قرار داشته که در سال های اخیر در مورد مهاجرین افغانی و ایرانیان شدت گرفته است. این مقاله با رویکردی انسان شناختی می کوشد تا با نشان دادن برخی از وجوه این درهم تنیدگی سیاست های ناسیونالیستی از سوی دولت ایران را مورد نقد و آسیب شناسی قرار دهد.
[بالا]
|
مقالات آزاد
ساختار سیاسی آمریکا و تهدید جنگی علیه ایران
کاوه احسانی
در این مقاله نویسنده می کوشد تا با مرور تحولات اخیر در سیاست خارجی ایران در مقابل آمریکا و نیز سیاست خارجی جمهوری خواهان آمریکا تهدیدات جدی ای را که از این رهگذر متوجه ایران است، مورد بررسی قرار دهد.
[بالا]
|
|
جنبش دانشجویی؛ از جامعه یا بر جامعه؟ نقدی بر مناسبات میان جنبش دانشجویی، فضای اجتماعی و ساختار قدرت سیاسی
علی هنری
نویسندۀ مقاله با این باور که جامعۀ دانشجویی نمونه و برشی از کل جامعه است، تلاش دارد پیامدهای رویکرد یک وجهیِ سیاسی بودن این جنبش -که برمبنای دیدگاه متضادي شکل گرفته است که نقش پیشرو و کلیدی و فراتر از جامعه برای جنبش دانشجویی قائل است - را مورد نقد و بررسی قرار دهد. در این رهگذر به مباحث «شکاف جنبش و جامعۀ دانشجویی»، «استقلال جنبش دانشجویی»، «درک نادرست جنبش از پراکندگی قدرت»، «تداخل نقش حزبی و جنبشی» و «نگاه به دموکراسی به عنوان ابزار و هدف» می پردازد.
[بالا]
|